تبليغاتX
ـــــــــــــــــــخطـــــــــــــــــــ
دوماهنامه علمی فرهنگی خانه طلاب جوان

این پیام را ظاهرا یکی از طلاب فرستاده. حتما متن و جواب آن را بخوانید

«سلام. خسته نباشید.

من که اساسا ضدانقلاب هستم و موضوعا خارج از موضوع بحث شما و انتظارات آقایان، ولی فکر میکنم حق دارم از شما سوال بپرسم با توجه به انبوه ادعایتان در تعهد به آقای خامنه ای؛ به عنوان یک نشریه و با داشتن یک مرکز و انتساب به مدیریت و اتصال به بودجه، چه توجیهی دارید برای اینکه یک ویژه نامه ی ساده را با دوماه تاخیر درآورده اید و در طی دوسال، کلا چهار شماره«دوماه نامه» چاپ کرده اید؟؟ احساس حیف و میل بهتان دست نمیدهد؟ احساس انفعال؟ احساس بی کفایتی؟

یک جوال دوز هم نه، یک سر سنجاق قفلی هم گاهی به خودتان بزنید. به جای این همه روضه خواندن از انفعال و تنبلی حوزه و گیر دادن به بزرگان و کوچکان حوزه. ما که ادعایی نداریم، اصلش قبول نداریم این حرفها را که بخواهیم بهشان متعهد شویم، شما که ادعا دارید و خودتان را صاحب حوزه میدانید و بودجه هم دارید، چه کرده اید؟...»

پاسخ خط

علیکم السلام

ضمن تشکر از احساس مسئولیت و تذکری که داده اید، با توجه به اینکه خود را «طلبه» معرفی کرده اید، چند نکته عرض می شود:

1.      خانه طلاب جوان، یک تشکل مستقل طلبگی است و به هیچ نهاد حوزوی و غیر حوزوی وابسته نیست. انتساب به مدیریت و... نسبت نادرستی است.

2.      «با توجه به انبوه ادعای» مان و انبوه کارهای علمی و طلبگی و... بیش از این از دستمان بر نمی آید. خصوصا که باید بار کسانی که «اساسا ضد انقلاب» هستند را هم بکشیم. در حوزه ای که می توان طلبه بود و پای معارف دین نشست و «اساسا ضد انقلاب» بود، حالا حالا ها کار داریم.

3.      ما خود را مبرا از «انفعال» و «بی کفایتی» و ... نمی دانیم. بالاخره وارد میدان شدن و کار کردن، احتمال خطا هم دارد. امیدوارم «در تعهد به آقای خامنه ای»، کم نگذاشته باشیم.

4.      اگر اندک تجربه ای در تولید یک نشریه داشتید، متوجه می شدید انتشار یک «ویژه نامه ساده» چقدر کار دارد.

5.      توجیه ما برای این تاخیر این است که بابت همین چند تا کاغذپاره، تا زمان نوشتن این متن، نزدیک به 30 میلیون تومان بدهکار هستیم که 20 میلیون آن را با چک شخصی قرض گرفته ایم و ما بقی را هم بابت زحمات طراح و تحریریه و ... به صغیر و کبیر بدهکاریم.

6.      ما ادعای «صاحب حوزه» بودن نداریم. اگر اندکی در حوزه بچرخید، بوضوح مدعیان آن را خواهید شناخت.

7.      ما هرگز در نشریه، بنا بر «گیر دادن به بزرگان و کوچکان حوزه» نداشته ایم. و «روضه خواندن از انفعال و تنبلی حوزه» کار ما نیست. ما نگرش ها و فرهنگ های حاکم را نقد کرده ایم و هرگز با هر چیزی که پادگان تربیت سربازان امام عصر (عج) را ناکارآمد کند، سر سازگاری نداریم.

8.      یاد سرمقاله شماره 3 خط افتادم. آنجا به حال امثال شما که «اساسا ضد انقلاب» هستید، غبطه خورده بودم: «خوش به حال آنها که نمی ­فهمند چقدر به آقا نیاز دارند؛ چقدر راحت ­اند آنهایی که برای خدمت به اسلام، می­ توانند تن به راهی غیر از راه رهبری بدهند؛ خوشا آنان که هرچه در متن و حاشیه غور می ­کنند، به امام زمان نزدیک ­تر می­شوند! خوشا آنان­که لزومی در اطاعت از ولی ­امر نمی ­بینند؛ خوشا آنان که از مبانی علمی­ شان در ولایت فقیه، حداکثر رئیس تأمین اجتماعی و کمیته امداد و بهزیستی درمی ­آید؛ خوش به حال آنان­ که دغدغه­ های آقا، فکرشان را مشغول نمی­ کند؛ خوشا آنان که سفر آقا، روال منظم زندگی آنها را به ­هم نمی­ ریزد؛ خوشا آنان که دائم در نمازند»


نوشته شده توسط تحریریه خط در ساعت 19:19 | لینک  | 

خواب حوزوی و بیداری اسلامی

ساعت یازده و پانزده دقیقه روز 27 مهر 90 است و من، درست یک سال پس از سفر آقا به قم، نشسته ‏ام به نوشتن سرمقاله.

در حیاط مدرسه، یک کلمن شربت گذاشته‏ اند و به ضمیمه چند عکس و پارچه نوشته، در حال گرامی داشتن سالروز سفر آقا هستند.

رادیو معارف، شروع کرده به گرفتن مصاحبه‏ های خیابانی. برخی ارگانها هم جسته گریخته، تابلوهایی در شهر نصب کرده‏ اند.

ما بچه‏ های خانه طلاب هم داریم با عجله، آخرین کارهای ویژه‏ نامه سفر آقا را انجام می‏دهیم.

***

ساعت یازده و سی دقیقه روز 27 مهر 90 است و من، درست یک سال پس از سفر آقا به قم، نشسته‏ ام به نوشتن سرمقاله. خیلی دوست دارم برای آقا کاری کنم؛ و چه بسیارند کسانی که دوست دارند برای آقا کار کنند و دغدغه‏ شان این است که حرف آقا روی زمین نماند. آقا در حوزه هم فدائی زیاد دارند.

***

چه بسیارند کسانی که خالصانه دوست دارند برای آقا کار کنند و چه بسیار فعالیتهائی که برای ابراز ارادت و تجلیل از ایشان انجام می‏شود؛ اما با همه اینها، احساس می‏کنم خیلی عقبیم. از دغدغه‏ های آقا عقبیم؛ از حرفهای آقا عقبیم؛ از آقا عقبیم.

***

احساس می‏کنم خیلی عقبیم و تمام این کارهائی که می‏کنیم و چندین برابر بهتر و گسترده‏ تر از اینها هم این فاصله را پر نمی‏کند. نمی‏دانم، شاید اصلاً در جهت دیگری حرکت می‏کنیم. شاید اولویتها را نمی‏دانیم؛ شاید هم به بهانه آقا، کارهای دلخواه خودمان را انجام می‏دهیم.

***

ساعت یازده و چهل و پنج دقیقه روز 27 مهر 90 است و من، درست یک سال پس از سفر آقا به قم، نشسته‏ ام به نوشتن سرمقاله. می‏خواستم زبان به گله و انتقاد بگشایم و حوزه را به تیغ نقد بکشم که در این یک سال، چه کردید؟ چه گامی در جهت تحقق مطالبات سال گذشته آقا برداشتید؟ آیا برنامه‏ ای برای حرکت به سوی افقهای مدّ نظر آقا، طراحی کرده‏ اید؟ آیا به اندازه یک سال به حوزه مطلوب آقا نزدیک شده‏ اید؟

می‏خواستم باز ژست ولایت‏ مدارانه بگیرم و حق به جانب، منویات آقا را از صدر و ذیل حوزه مطالبه کنم. اما دیدم چنین حقی ندارم. مگر خود من چه کرده‏ ام که از دیگران طلبکار باشم؟!

***

ساعت دوازده روز 27 مهر 90 است و من، درست یک سال پس از سفر آقا به قم، نشسته‏ ام به نوشتن سرمقاله. وقت اذان گذشته و من هنوز مهیای نماز نیستم. اگر به موقع آماده شده بودم، نماز اول وقت را از دست نمی‏دادم.

اگر به موقع، آماده شده بودم ...

حالت تلخی است این آماده نبودن؛ اینکه وقت انجام وظیفه‏ ای بگذرد در حالی که تو هنوز مهیای آن نباشی.

کامم تلخ می‏شود؛ یاد فرصتهای گذشته و کارهای معطل و روی زمین مانده می‏ افتم.

***

این حس تلخ، مرا به صبحگاه پنجشنبه 29 مهر 89 می‏برد؛ به شبستان امام؛ دیدار حوزویان با رهبر.

جملات آقا، روی دوشم سنگینی می‏کند؛ «قم قلب فعال و متحركى است كه مي­تواند و مي­ بايد خون معرفت و بصيرت و بيدارى و آگاهى را در سرتاسر پيكر امت اسلامى پمپاژ كند»؛ «حركت حوزه‌ هاى علميه، بى‌طرف نماندن حوزه‌ هاى علميه در قبال حوادث جهانى، در قبال مسائل چالشىِ ملى و بين‌ المللى، يك ضرورتى است كه نمي‏شود از آن غافل شد»؛ «امروز حوزه نبايد در دنيا غائب باشد»؛ «حوزه‌ هاى علميه نمي‏توانند بى‌ تفاوت بمانند»

ولی ما توانستیم بی‏ تفاوت بمانیم و نمی‏دانستیم قرار است چند ماه دیگر، امواج بیداری اسلامی به سر و صورت ما سیلی بزند و ما را از خواب بی‏ تفاوتی بیدار کند. اما او می‏دانست و آمد که زودتر از حادثه، ما را بیدار کند. می‏خواست ما را مهیای این نقطه عطف تاریخی کند. می‏خواست در عرصه جهانی، غائب و منفعل نباشیم.

آری! باز وقت عمل رسید و ما آماده نبودیم.

اما او آماده بود و یک تنه وارد میدان شد.

***

یک تنه وارد میدان شد و به دل دشمن زد. آرایش جنگی آنان را به هم زد و عرصه را برای ورود لشگریانش باز کرد. و باز، همین چند روز پیش، ندای هل من ناصر سر داد: «امروز كه سخن جمهوری اسلامی مبنی بر بی‌ نتيجه بودن نظام ماركسيستی تحقق يافته و در مورد نظام سرمايه‌ داری نيز در حال تحقق است، علماء و روحانيون بايد با استفاده از مبانی مستحكم عقلی و متناسب با نيازهای روز، معارف منطقی و ريشه‌ دار اسلام را برای مشتاقانی كه در سراسر دنيا، در حال افزايش است، ارائه كنند»[1]

کار دشواری از ما می‏خواست؛ چگونه می‏شود چنین میدان بی‏ انتهایی را فتح کرد؟ با کدام عِده و عُده؟ اما او می‏گوید: «نبايد از دشواری‌ های كار بهراسيد؛ بلكه همواره بايد به سراغ كارهايی رفت كه به ظاهر محال و نشدنی است»[2]

***

ساعت دوازده و سی دقیقه روز 27 مهر 90 است و من، درست یک سال پس از سفر آقا به قم، نشسته‏ ام به نوشتن سرمقاله. از وقت نماز، خیلی گذشته است؛ ولی من همچنان مشغول نوشتن هستم. دیگران هم ضمن تأیید بیانات آقا و تأکید بر لزوم پیگیری منویات ایشان توسط مسئولان ذی‏ربط، مشغول کارهای روزمره خودشان هستند. آنان که بیشتر به ایشان ارادت دارند نیز بر آزاده بودن ایشان و آماده بودن خود، اصرار می‏ ورزند. اما او همچنان در وسط میدان کارزار است. و منتظر رسیدن ما. ما که درست یک سال پیش با او تجدید «بیعت» کردیم. نمی‏دانم آن روز، چقدر روی «آماده‏ ایم، آماده»ی ما حساب باز کرد. اما این را خوب می‏دانم که او «آزاده» است و اصولاً روی کسی حساب باز نمی‏کند. از این قیود، رهاست. معطل نمی‏ ماند؛ حرکت می‏کند و کار را پیش می‏برد.

***

«بزرگان حوزه، مراجع تقليد، انديشمندان، دانشمندان و فضلا بايد دامنها را به كمر بزنند، همت كنند، اين تحول را برنامه‌ريزى كنند، هدايت كنند، مديريت كنند»[3]

***

«اگر رها كرديم، باخته‌ايم»[4]

 



[1] . دیدار روحانيون و طلاب شيعه و اهل تسنن استان كرمانشاه با رهبر انقلاب 20/7/90

[2] . دیدار روحانيون و طلاب شيعه و اهل تسنن استان كرمانشاه با رهبر انقلاب 20/7/90

[3] . ديدار طلاب، فضلا و اساتيد حوزه علميه قم‏ در شبستان امام خمینی حرم مطهر  29/7/90

[4] . ديدار طلاب، فضلا و اساتيد حوزه علميه قم در شبستان امام خمینی حرم مطهر  29/7/90

 

نوشته شده توسط تحریریه خط در ساعت 19:4 | لینک  | 

چهارمین شماره نشریه خط منتشر شد.

برای تهیه آن می توانید به این مراکز در قم مراجعه کنید:

بوستان کتاب: چهارراه شهدا 

دفتر نشر معارف: خیابان شهدا، روبروی دفتر مقام معظم رهبری

انتشارات سوره مهر: خیابان ارم، جنب انتشارات صدرا

مرکز فرهنگی عماد: خیابان ارم، جنب انتشارات صدرا

کتاب فروشی مدرسه دارالشفاء

کتاب روز: چهارراه حجتیه، روبروی مدرسه حجتیه

کلبه شروق: ابتدای خیابان شهدا

 

منتظر خبرهای تکمیلی باشید.

نوشته شده توسط تحریریه خط در ساعت 17:33 | لینک  | 

شماره جدید نشریه خط، ان شاء الله اوایل آبان ماه منتشر می شود.

این شماره با عنوان «بیعت مهر» ویژه نامه سالروز سفر مقام معظم رهبری به قم است که در حدود 480 صفحه خواهد بود.

منتظر اطلاعات تکمیلی باشید

یا علی


نوشته شده توسط تحریریه خط در ساعت 17:51 | لینک  | 

برای دریافت نسخه ی مجازی نشریه، به آدرس زیر مراجعه فرمایید:

http://www.fetyan.net/newsdetail-105-fa.html

با تشکر از فتیان

إنّهم فتیة آمَنوا بربّهم

 

نوشته شده توسط تحریریه خط در ساعت 18:8 | لینک  | 

قضیه خیلی جدی است

«ما» خیلی خوشحالیم! ما از سفر آقا به قم، خیلی خوشحالیم؛ ما در حال تدارک مراسم استقبال از ایشانیم؛ هرکدام از ما، در ارگان ذی­ربط خودمان، کلی تدارک دیده­ایم؛ ما کلی جزوه و بنر و پارچه­نوشته آماده کرده­ایم؛ دستگاههای چاپ، پابه­پای ما می­دوند؛ متن پیامک­هایمان هم آماده است؛ کلی هم شعر وصال و یار و بهار و مسیحا نفسی می­آید ردیف کرده­ایم؛ و شعارهایی جدید برای دوران پسافتنه.

چه خوب شد که آقا آمد؛ راستش داشتیم یواش­یواش از «مدیریت تحول» خسته می­شدیم؛ کلیشه شده بود؛ سه سال از دیدار هشت آذر گذشته و هرچه جا داشت، بر لزوم مدیریت تحول تأکید کرده­ایم؛ «تمدن اسلامیِ» 79 و «حفظ، ترمیم، بالندگیِ» 74 هم که دیگه نگو؛ حالا منتظر بیانات حکیمانه ایشانیم؛ مهیای سر دست گرفتن مطالبات رهبریم؛ منتظر ایجاد گفتمانی جدید؛ و در پی آن، آماده­ هرگونه حمایت­ و اعلام آمادگی و مطالبه­ی منویات ایشان از زمین و زمان.

قضیه خیلی جدی است؛ ما هم انصافاً آن را جدی گرفته­ایم.

*

«ما» خیلی خوشحالیم و حواسمان نیست که هر هم­سخنی آقا با حوزه، کلی بار مسئولیت­مان را سنگین می­کند؛ کلی بار روی دوشمان می­گذارد؛ اصلاً شوق وصال، کورمان کرده؛ حواسمان نیست چه اتفاقی دارد می­افتد؛ نائب امام عصر می­آید که عرصه­ای جدید بگشاید و میدانی دیگر برای تکلیف و امتحان سربازان حجت خدا؛ قضیه خیلی جدی است.

خوش به حال آنها که نمی­فهمند چقدر به آقا نیاز دارند؛ چقدر راحت­اند آنهایی که برای خدمت به اسلام، می­توانند تن به راهی غیر از راه رهبری بدهند؛ خوشا آنان که هرچه در متن و حاشیه غور می­کنند، به امام زمان نزدیک­تر می­شوند! خوشا آنان­که لزومی در اطاعت از ولی­امر نمی­بینند؛ خوشا آنان که از مبانی علمی­شان در ولایت فقیه، حداکثر رئیس تأمین اجتماعی و کمیته امداد و بهزیستی درمی­آید؛ خوش به حال آنان­ که دغدغه­های آقا، فکرشان را مشغول نمی­کند؛ خوشا آنان که سفر آقا، روال منظم زندگی آنها را به­هم نمی­ریزد؛ خوشا آنان که دائم در نمازند!

*

کاش می­شد حرف آقا را نشنید یا لااقل آن را نشنیده گرفت. کاش ژرفای حکمت و بصیرت ایشان، حجت را بر ما تمام نمی­کرد و راهی برای شانه خالی­کردن می­ماند. کاش می­شد راههای راحت­تری برای عزت اسلام یافت؛ کاش می­شد بین رضایت امام عصر و ولی­فقیه، تفکیک قائل شد؛ کاش می­شد بی عشق خمینی و خامنه­ای، عاشق مهدی شد.

قضیه خیلی جدی است؛ ولی انصافاً ما آن را جدی نگرفته­ایم.

نوشته شده توسط تحریریه خط در ساعت 0:19 | لینک  | 

این شماره از نشریه، در استقبال از سفر حضرت آقا به قم، منتشر شده است.

این نشریه، در ۶۴ صفحه و با شمارگان ۱۰۰۰۰ نسخه چاپ شده و در شهر قم، به همراه لوح فشرده سخنرانی استاد پناهیان با عنوان "تفکر رهبردی مقام معظم رهبری" فعلاً بصورت رایگان توزیع می شود.

نوشته شده توسط تحریریه خط در ساعت 0:11 | لینک  | 

بسم الله

ان شاء الله، در آینده نه چندان دور و البته نه چندان نزدیک، با راه اندازی سایت خط،نسخه مجازی خط را تقدیم خواهیم کرد.  

نوشته شده توسط تحریریه خط در ساعت 18:4 | لینک  | 

بسم الله

همت مضاعف؛ کار مضاعف؛ و هویت تاریخی طلبه

 1.     بر اساس نگرش شیعه در فلسفة تاریخ، جهان، در بستری از نزاع بین دو جبهة حق و باطل، به سوی سرنوشت محتوم إزهاق باطل پیش می­رود. انبیاء و اولیاء الهی، رهبران جبهة حق­اند و مؤمنان، یاران و سربازان ایشان در این جنگ مستمر و تاریخی.   

اما طلبه، که عهد سربازی با امام زمان علیه­السلام بسته و زندگی خود را وقف آرمان او کرده­است، جایگاهی ممتاز در حلقة یاوران این نهضت دارد. رسالت هویتی طلبه، نصرت امام عصر در این مسیر تاریخی می­باشد.

2.     جبهه حق، در طول تاریخ از دل حوادث و ابتلائات فراوانی گذشته و البته با این وجود، سیری تکاملی داشته و امروز به مرحله­ای رسیده است که توانسته یک حکومت ایجاد کند و با ساختاری منسجم و نیرومند، پنجه در پنجة نظام کفر بیاندازد. پس باید انقلاب اسلامی ایران را یکی از مراحل اساسی و نقاط عطف این نهضت دانست؛ نه صرفا یک قیام مردمی برای اسقاط یک رژیم و سرکار آوردن رژیمی دیگر.    

3.     چنین نگرشی به تاریخ و هویت تاریخی طلبه، می­تواند اساساً نگاه ما را به طلبگی و رسالت­های آن، متحول کند و افق­های بلندتری را پیش روی ما ترسیم نماید؛ این نگرش، نظام اولویت­های بینشی و رفتاری طلبه را اساساً دگرگون می­کند و می­تواند در تمامی شئون صنفی و شخصی او بسط پیدا کرده و آنها را با خود هماهنگ نماید. حتی می­توان ادعا کرد بر اساس این رویکرد، نظام آموزشی، پژوهشی و تبلیغی متفاوتی خواهیم داشت که توضیح آن، به فرصتی دیگر موکول می­شود.

طلبه­ای که جایگاه تاریخی خود را یافته باشد، در لایه هویتی خود با انقلاب اسلامی نسبت می­گیرد و نمی­تواند نسبت به سرنوشت نظام اسلامی بی­تفاوت باشد. او، قدرت و عزت نظام را همان مجد و عظمت اسلام می­داند و متوجه است که امروز، ایران اسلامی، هستة مرکزی معرکه درگیری با جبهه باطل است و گسترش و فراگیری کلمة توحید در جهان، در گرو توسعه و رشد نظام اسلامی در زمینه­های مختلف دینی، علمی، فرهنگی، اقتصادی، و سیاسی است؛ پس رسالت تاریخی او اقتضا می­کند در هر عرصه­ای که در این حرکت متکامل، موثر است، حضور داشته باشد؛ البته حضوری متناسب با جایگاه و شئون طلبگی.

4.     به فرمودة مقام معظم رهبری، «خط کلّی نظام اسلامی، رسیدن به تمدن اسلامی است»1 و نهضت تاریخی شیعه، در ایستار کنونی خود، در تکاپوی ایجاد تمدنی است که مدنیت اسلامی را بصورت الگویی کارآمد و قابل توصیه، فراروی بشر قرار دهد؛ تمدنی که انشاءالله زمینه­ساز امر ظهور خواهد بود.

بر این اساس، مطالبات کلان رهبری از ملت و دولت، بعدی تاریخی و کارکردی تاریخ­ساز و تمدن­ساز دارند و باید در این مستوا مورد توجه و تحلیل قرار گیرند؛ به دیگر عبارت، این مطالبات، در واقع، تکالیف شرعی اجتماعی هستند که برای استمرار حرکت تاریخی شیعه، بر مجموعة امت، به صورت عام مجموعی، واجب شده­اند.   

5.     بنا بر آنچه ذکر شد، طلاب، بر اساس تعهدی که به نهضت انبیاء و اولیاء الهی دارند، باید تبیین و ترویج مطالبات رهبری را در اولویت اول فعالیت­های علمی و تبلیغی خود قرار دهند و با استفاده از ظرفیت ارتباطی گسترده با اقشار مختلف جامعه، زمینه فهم و عمل به این وظیفة دینی­ ـ­ اجتماعی را فراهم کنند.

بر حوزة علمیه نیز به عنوان بازوی علمی ولی فقیه، فرض است که اولویت­های پژوهشی و تبلیغی خود را بر این اساس سامان دهد و موجودی خود را برای تحقق این آرمان­ها، به میدان آورد.

ایدة پیشرو «تبلیغ گفتمان­ساز و جریان­ساز» که مطالبة اخیر رهبری از حوزه است نیز در این راستا، بسیار قابل توجه و کارگشا است. اگر دستگاه و شبکة تبلیغی حوزه بتواند این گفتمان را در جامعه توسعه دهد و با همگانی کردن آن، ارادة امت اسلامی را در جهت تحقق اهداف نهضت متحد نماید، همت­ها و انگیزه­ها برای کار و تلاش خستگی ناپذیر، صد چندان می­شود؛ چرا که آحاد ملت، جایگاه و نقش تاریخی خود را می­یابند و عزم خود را برای اقدامی تاریخ­ساز، جزم می­کنند. در چنین فضایی، دیگر «اصلاح الگوی مصرف» و مانند آن، گامی کوچک و هدفی زودیاب خواهد بود.  

اگر حوزه، این عرصه را خالی نمی­گذاشت، امروز شاهد تقریرهای غلط و بعضاً سخیف از «همت مضاعف و کار مضاعف» و دیگر مطالبات ایشان، در رسانه­ها و از لسان مردم و حتی کارشناسان! نبودیم؛ تقریرهای تحریف گونه­ای که این فرصت تاریخی ملت ایران را می­سوزانند و پیروزی نهایی جبهة حق را به آینده­ای دورتر موکول می­کنند.    

6.      براستی با وجود رهبری حکیم چون حضرت آیت­الله خامنه­ای (مدّ ظله العالی)، آیا حجت الهی بر ما تمام نیست؟ آیا همة آنچه که برای اعتلای کلمه توحید در جهان لازم است بدانیم را از ایشان نشنیده­ایم؟ تا به کی باید ایشان، یک­تنه هم مفاهیم و مبانی را تولید کند و هم براساس آن در جامعه، گفتمان­سازی کرده و جامعه را به حرکت درآورد؟

اگر منویات و مطالبات ایشان، زمین بماند؛ اگر به این تکالیف اجتماعی عمل نشود؛ اگر عموم ملت به واسطة غفلت و کم­کاری ما، نسبت به این وظیفة تاریخی و دینی خود آگاه نگردند؛ اگر زمینة رشد و اعتلای جبهة حق را فراهم نکنیم؛ اگر تکالیف فردی و خُرد، ما را از وظایف تاریخی و تاریخ­ساز غافل کنند، در پیشگاه فرمانده لشگر توحید، حضرت بقیه­الله الاعظم ارواحنا فداه، چه جوابی خواهیم داشت؟

7.     «ملت ايران بايد به مرحله­اي از پيشرفت و تعالي برسد که از لحاظ فکري، علمي و زمينه­هاي اجتماعي و سياسي، به مرجعي متقن براي ملت­ها و متفکران دنياي اسلام تبديل شود و اين، مسئوليت تاريخي ملت ايران است»2

 

1: دیدار با طلاب و فضلا در مدرسة فیضیه 14/7/79

2: بیانات در جمع معلمان 15/2/89

نوشته شده توسط تحریریه خط در ساعت 22:23 | لینک  | 

دومین شماره «خط» منتشر شد

 دومین شماره «خط»؛ دوماهنامه علمی فرهنگی خانه طلاب جوان منتشر شد.

چهار پرونده، مجموعه مطالب این شماره را تشکیل می­دهند.

«تکاپوی رَستن و رُستن» اولین پرونده نشریه است که به نسبت طلاب جوان و نهضت آزاداندیشی و تولید علم پرداخته است. «رشته ممتد»، عنوان پروندة بعدی است که به بررسی نقش نگرش تاریخی در تحسین فهم فقهی می­پردازد. بخش بعدی نشریه به فلسفه اختصاص دارد و نقش فلسفه در حیات علمی، معنوی و فرهنگی طلبه را به بحث گذاشته است.

آخرین پرونده نیز در استقبال از مطالبه اخیر رهبر معظم انقلاب از حوزه، به بحث تبلیغ گفتمان­ساز و جریان­ساز پرداخته است.

عنوان سرمقاله این شماره، «همت مضاعف؛ کار مضاعف؛ و هویت تاریخی طلبه» است و بر اساس هویت تاریخی طلاب و نسبت آن با نهضت تاریخی انبیاء و اولیاء الهی، به تبیین وظیفه روحانیت و نهاد حوزه در قبال حرکت انقلاب اسلامی و مطالبات تمدن­ساز رهبر معظم انقلاب پرداخته است.

در بخشی از این سرمقاله آمده: ««خط کلّی نظام اسلامی، رسیدن به تمدن اسلامی است» و نهضت تاریخی شیعه، در ایستار کنونی خود، در تکاپوی ایجاد تمدنی است که مدنیت اسلامی را بصورت الگویی کارآمد و قابل توصیه، فراروی بشر قرار دهد؛ تمدنی که انشاءالله، زمینه­ساز امر ظهور خواهد بود. بر این اساس، مطالبات کلان رهبری از ملت و دولت، بعدی تاریخی و کارکردی تاریخ­ساز و تمدن­ساز دارند و باید در این مستوا مورد توجه و تحلیل قرار گیرند؛ به دیگر عبارت، این مطالبات، در واقع، تکالیف شرعی اجتماعی هستند که برای استمرار حرکت تاریخی شیعه، بر مجموعة امت، به صورت عام مجموعی، واجب شده­اند.»

در این شماره، آثاری از حضرات آیات و حجج اسلام، آقایان محی­الدین حائری شیرازی، سید احمد مددی، حسن ممدوحی، علی­رضا امینی، سید یدالله یزدان­پناه، علی­رضا پیروزمند، رضا اسلامی، عبدالحمید واسطی، حسین سوزنچی و دکتر ابراهیم فیاض منتشر شده است.

نوشته شده توسط تحریریه خط در ساعت 22:21 | لینک  |