«سلام. خسته نباشید.
من که اساسا ضدانقلاب هستم و موضوعا خارج از موضوع بحث شما و انتظارات آقایان، ولی فکر میکنم حق دارم از شما سوال بپرسم با توجه به انبوه ادعایتان در تعهد به آقای خامنه ای؛ به عنوان یک نشریه و با داشتن یک مرکز و انتساب به مدیریت و اتصال به بودجه، چه توجیهی دارید برای اینکه یک ویژه نامه ی ساده را با دوماه تاخیر درآورده اید و در طی دوسال، کلا چهار شماره«دوماه نامه» چاپ کرده اید؟؟ احساس حیف و میل بهتان دست نمیدهد؟ احساس انفعال؟ احساس بی کفایتی؟یک جوال دوز هم نه، یک سر سنجاق قفلی هم گاهی به خودتان بزنید. به جای این همه روضه خواندن از انفعال و تنبلی حوزه و گیر دادن به بزرگان و کوچکان حوزه. ما که ادعایی نداریم، اصلش قبول نداریم این حرفها را که بخواهیم بهشان متعهد شویم، شما که ادعا دارید و خودتان را صاحب حوزه میدانید و بودجه هم دارید، چه کرده اید؟...»
پاسخ خط
علیکم السلام
ضمن تشکر از احساس مسئولیت و تذکری که داده اید، با توجه به اینکه خود را «طلبه» معرفی کرده اید، چند نکته عرض می شود:
1. خانه طلاب جوان، یک تشکل مستقل طلبگی است و به هیچ نهاد حوزوی و غیر حوزوی وابسته نیست. انتساب به مدیریت و... نسبت نادرستی است.
2. «با توجه به انبوه ادعای» مان و انبوه کارهای علمی و طلبگی و... بیش از این از دستمان بر نمی آید. خصوصا که باید بار کسانی که «اساسا ضد انقلاب» هستند را هم بکشیم. در حوزه ای که می توان طلبه بود و پای معارف دین نشست و «اساسا ضد انقلاب» بود، حالا حالا ها کار داریم.
3. ما خود را مبرا از «انفعال» و «بی کفایتی» و ... نمی دانیم. بالاخره وارد میدان شدن و کار کردن، احتمال خطا هم دارد. امیدوارم «در تعهد به آقای خامنه ای»، کم نگذاشته باشیم.
4. اگر اندک تجربه ای در تولید یک نشریه داشتید، متوجه می شدید انتشار یک «ویژه نامه ساده» چقدر کار دارد.
5. توجیه ما برای این تاخیر این است که بابت همین چند تا کاغذپاره، تا زمان نوشتن این متن، نزدیک به 30 میلیون تومان بدهکار هستیم که 20 میلیون آن را با چک شخصی قرض گرفته ایم و ما بقی را هم بابت زحمات طراح و تحریریه و ... به صغیر و کبیر بدهکاریم.
6. ما ادعای «صاحب حوزه» بودن نداریم. اگر اندکی در حوزه بچرخید، بوضوح مدعیان آن را خواهید شناخت.
7. ما هرگز در نشریه، بنا بر «گیر دادن به بزرگان و کوچکان حوزه» نداشته ایم. و «روضه خواندن از انفعال و تنبلی حوزه» کار ما نیست. ما نگرش ها و فرهنگ های حاکم را نقد کرده ایم و هرگز با هر چیزی که پادگان تربیت سربازان امام عصر (عج) را ناکارآمد کند، سر سازگاری نداریم.
8. یاد سرمقاله شماره 3 خط افتادم. آنجا به حال امثال شما که «اساسا ضد انقلاب» هستید، غبطه خورده بودم: «خوش به حال آنها که نمی فهمند چقدر به آقا نیاز دارند؛ چقدر راحت اند آنهایی که برای خدمت به اسلام، می توانند تن به راهی غیر از راه رهبری بدهند؛ خوشا آنان که هرچه در متن و حاشیه غور می کنند، به امام زمان نزدیک تر میشوند! خوشا آنانکه لزومی در اطاعت از ولی امر نمی بینند؛ خوشا آنان که از مبانی علمی شان در ولایت فقیه، حداکثر رئیس تأمین اجتماعی و کمیته امداد و بهزیستی درمی آید؛ خوش به حال آنان که دغدغه های آقا، فکرشان را مشغول نمی کند؛ خوشا آنان که سفر آقا، روال منظم زندگی آنها را به هم نمی ریزد؛ خوشا آنان که دائم در نمازند»
خواب حوزوی و بیداری اسلامی

ساعت یازده و پانزده دقیقه روز 27 مهر 90 است و من، درست یک سال پس از سفر آقا به قم، نشسته ام به نوشتن سرمقاله.
در حیاط مدرسه، یک کلمن شربت گذاشته اند و به ضمیمه چند عکس و پارچه نوشته، در حال گرامی داشتن سالروز سفر آقا هستند.
رادیو معارف، شروع کرده به گرفتن مصاحبه های خیابانی. برخی ارگانها هم جسته گریخته، تابلوهایی در شهر نصب کرده اند.
ما بچه های خانه طلاب هم داریم با عجله، آخرین کارهای ویژه نامه سفر آقا را انجام میدهیم.
***
ساعت یازده و سی دقیقه روز 27 مهر 90 است و من، درست یک سال پس از سفر آقا به قم، نشسته ام به نوشتن سرمقاله. خیلی دوست دارم برای آقا کاری کنم؛ و چه بسیارند کسانی که دوست دارند برای آقا کار کنند و دغدغه شان این است که حرف آقا روی زمین نماند. آقا در حوزه هم فدائی زیاد دارند.
***
چه بسیارند کسانی که خالصانه دوست دارند برای آقا کار کنند و چه بسیار فعالیتهائی که برای ابراز ارادت و تجلیل از ایشان انجام میشود؛ اما با همه اینها، احساس میکنم خیلی عقبیم. از دغدغه های آقا عقبیم؛ از حرفهای آقا عقبیم؛ از آقا عقبیم.
***
احساس میکنم خیلی عقبیم و تمام این کارهائی که میکنیم و چندین برابر بهتر و گسترده تر از اینها هم این فاصله را پر نمیکند. نمیدانم، شاید اصلاً در جهت دیگری حرکت میکنیم. شاید اولویتها را نمیدانیم؛ شاید هم به بهانه آقا، کارهای دلخواه خودمان را انجام میدهیم.
***
ساعت یازده و چهل و پنج دقیقه روز 27 مهر 90 است و من، درست یک سال پس از سفر آقا به قم، نشسته ام به نوشتن سرمقاله. میخواستم زبان به گله و انتقاد بگشایم و حوزه را به تیغ نقد بکشم که در این یک سال، چه کردید؟ چه گامی در جهت تحقق مطالبات سال گذشته آقا برداشتید؟ آیا برنامه ای برای حرکت به سوی افقهای مدّ نظر آقا، طراحی کرده اید؟ آیا به اندازه یک سال به حوزه مطلوب آقا نزدیک شده اید؟
میخواستم باز ژست ولایت مدارانه بگیرم و حق به جانب، منویات آقا را از صدر و ذیل حوزه مطالبه کنم. اما دیدم چنین حقی ندارم. مگر خود من چه کرده ام که از دیگران طلبکار باشم؟!
***
ساعت دوازده روز 27 مهر 90 است و من، درست یک سال پس از سفر آقا به قم، نشسته ام به نوشتن سرمقاله. وقت اذان گذشته و من هنوز مهیای نماز نیستم. اگر به موقع آماده شده بودم، نماز اول وقت را از دست نمیدادم.
اگر به موقع، آماده شده بودم ...
حالت تلخی است این آماده نبودن؛ اینکه وقت انجام وظیفه ای بگذرد در حالی که تو هنوز مهیای آن نباشی.
کامم تلخ میشود؛ یاد فرصتهای گذشته و کارهای معطل و روی زمین مانده می افتم.
***
این حس تلخ، مرا به صبحگاه پنجشنبه 29 مهر 89 میبرد؛ به شبستان امام؛ دیدار حوزویان با رهبر.
جملات آقا، روی دوشم سنگینی میکند؛ «قم قلب فعال و متحركى است كه ميتواند و مي بايد خون معرفت و بصيرت و بيدارى و آگاهى را در سرتاسر پيكر امت اسلامى پمپاژ كند»؛ «حركت حوزه هاى علميه، بىطرف نماندن حوزه هاى علميه در قبال حوادث جهانى، در قبال مسائل چالشىِ ملى و بين المللى، يك ضرورتى است كه نميشود از آن غافل شد»؛ «امروز حوزه نبايد در دنيا غائب باشد»؛ «حوزه هاى علميه نميتوانند بى تفاوت بمانند»
ولی ما توانستیم بی تفاوت بمانیم و نمیدانستیم قرار است چند ماه دیگر، امواج بیداری اسلامی به سر و صورت ما سیلی بزند و ما را از خواب بی تفاوتی بیدار کند. اما او میدانست و آمد که زودتر از حادثه، ما را بیدار کند. میخواست ما را مهیای این نقطه عطف تاریخی کند. میخواست در عرصه جهانی، غائب و منفعل نباشیم.
آری! باز وقت عمل رسید و ما آماده نبودیم.
اما او آماده بود و یک تنه وارد میدان شد.
***
یک تنه وارد میدان شد و به دل دشمن زد. آرایش جنگی آنان را به هم زد و عرصه را برای ورود لشگریانش باز کرد. و باز، همین چند روز پیش، ندای هل من ناصر سر داد: «امروز كه سخن جمهوری اسلامی مبنی بر بی نتيجه بودن نظام ماركسيستی تحقق يافته و در مورد نظام سرمايه داری نيز در حال تحقق است، علماء و روحانيون بايد با استفاده از مبانی مستحكم عقلی و متناسب با نيازهای روز، معارف منطقی و ريشه دار اسلام را برای مشتاقانی كه در سراسر دنيا، در حال افزايش است، ارائه كنند»[1]
کار دشواری از ما میخواست؛ چگونه میشود چنین میدان بی انتهایی را فتح کرد؟ با کدام عِده و عُده؟ اما او میگوید: «نبايد از دشواری های كار بهراسيد؛ بلكه همواره بايد به سراغ كارهايی رفت كه به ظاهر محال و نشدنی است»[2]
***
ساعت دوازده و سی دقیقه روز 27 مهر 90 است و من، درست یک سال پس از سفر آقا به قم، نشسته ام به نوشتن سرمقاله. از وقت نماز، خیلی گذشته است؛ ولی من همچنان مشغول نوشتن هستم. دیگران هم ضمن تأیید بیانات آقا و تأکید بر لزوم پیگیری منویات ایشان توسط مسئولان ذیربط، مشغول کارهای روزمره خودشان هستند. آنان که بیشتر به ایشان ارادت دارند نیز بر آزاده بودن ایشان و آماده بودن خود، اصرار می ورزند. اما او همچنان در وسط میدان کارزار است. و منتظر رسیدن ما. ما که درست یک سال پیش با او تجدید «بیعت» کردیم. نمیدانم آن روز، چقدر روی «آماده ایم، آماده»ی ما حساب باز کرد. اما این را خوب میدانم که او «آزاده» است و اصولاً روی کسی حساب باز نمیکند. از این قیود، رهاست. معطل نمی ماند؛ حرکت میکند و کار را پیش میبرد.
***
«بزرگان حوزه، مراجع تقليد، انديشمندان، دانشمندان و فضلا بايد دامنها را به كمر بزنند، همت كنند، اين تحول را برنامهريزى كنند، هدايت كنند، مديريت كنند»[3]
***
«اگر رها كرديم، باختهايم»[4]
[1] . دیدار روحانيون و طلاب شيعه و اهل تسنن استان كرمانشاه با رهبر انقلاب 20/7/90
[2] . دیدار روحانيون و طلاب شيعه و اهل تسنن استان كرمانشاه با رهبر انقلاب 20/7/90
[3] . ديدار طلاب، فضلا و اساتيد حوزه علميه قم در شبستان امام خمینی حرم مطهر 29/7/90
[4] . ديدار طلاب، فضلا و اساتيد حوزه علميه قم در شبستان امام خمینی حرم مطهر 29/7/90
برای تهیه آن می توانید به این مراکز در قم مراجعه کنید:
بوستان کتاب: چهارراه شهدا
دفتر نشر معارف: خیابان شهدا، روبروی دفتر مقام معظم رهبری
انتشارات سوره مهر: خیابان ارم، جنب انتشارات صدرا
مرکز فرهنگی عماد: خیابان ارم، جنب انتشارات صدرا
کتاب فروشی مدرسه دارالشفاء
کتاب روز: چهارراه حجتیه، روبروی مدرسه حجتیه
کلبه شروق: ابتدای خیابان شهدا
منتظر خبرهای تکمیلی باشید.
این شماره با عنوان «بیعت مهر» ویژه نامه سالروز سفر مقام معظم رهبری به قم است که در حدود 480 صفحه خواهد بود.
منتظر اطلاعات تکمیلی باشید
یا علی
http://www.fetyan.net/newsdetail-105-fa.html
با تشکر از فتیان
إنّهم فتیة آمَنوا بربّهم
قضیه خیلی جدی است
«ما» خیلی خوشحالیم! ما از سفر آقا به قم، خیلی خوشحالیم؛ ما در حال تدارک مراسم استقبال از ایشانیم؛ هرکدام از ما، در ارگان ذیربط خودمان، کلی تدارک دیدهایم؛ ما کلی جزوه و بنر و پارچهنوشته آماده کردهایم؛ دستگاههای چاپ، پابهپای ما میدوند؛ متن پیامکهایمان هم آماده است؛ کلی هم شعر وصال و یار و بهار و مسیحا نفسی میآید ردیف کردهایم؛ و شعارهایی جدید برای دوران پسافتنه.
چه خوب شد که آقا آمد؛ راستش داشتیم یواشیواش از «مدیریت تحول» خسته میشدیم؛ کلیشه شده بود؛ سه سال از دیدار هشت آذر گذشته و هرچه جا داشت، بر لزوم مدیریت تحول تأکید کردهایم؛ «تمدن اسلامیِ» 79 و «حفظ، ترمیم، بالندگیِ» 74 هم که دیگه نگو؛ حالا منتظر بیانات حکیمانه ایشانیم؛ مهیای سر دست گرفتن مطالبات رهبریم؛ منتظر ایجاد گفتمانی جدید؛ و در پی آن، آماده هرگونه حمایت و اعلام آمادگی و مطالبهی منویات ایشان از زمین و زمان.
قضیه خیلی جدی است؛ ما هم انصافاً آن را جدی گرفتهایم.
*
«ما» خیلی خوشحالیم و حواسمان نیست که هر همسخنی آقا با حوزه، کلی بار مسئولیتمان را سنگین میکند؛ کلی بار روی دوشمان میگذارد؛ اصلاً شوق وصال، کورمان کرده؛ حواسمان نیست چه اتفاقی دارد میافتد؛ نائب امام عصر میآید که عرصهای جدید بگشاید و میدانی دیگر برای تکلیف و امتحان سربازان حجت خدا؛ قضیه خیلی جدی است.
خوش به حال آنها که نمیفهمند چقدر به آقا نیاز دارند؛ چقدر راحتاند آنهایی که برای خدمت به اسلام، میتوانند تن به راهی غیر از راه رهبری بدهند؛ خوشا آنان که هرچه در متن و حاشیه غور میکنند، به امام زمان نزدیکتر میشوند! خوشا آنانکه لزومی در اطاعت از ولیامر نمیبینند؛ خوشا آنان که از مبانی علمیشان در ولایت فقیه، حداکثر رئیس تأمین اجتماعی و کمیته امداد و بهزیستی درمیآید؛ خوش به حال آنان که دغدغههای آقا، فکرشان را مشغول نمیکند؛ خوشا آنان که سفر آقا، روال منظم زندگی آنها را بههم نمیریزد؛ خوشا آنان که دائم در نمازند!
*
کاش میشد حرف آقا را نشنید یا لااقل آن را نشنیده گرفت. کاش ژرفای حکمت و بصیرت ایشان، حجت را بر ما تمام نمیکرد و راهی برای شانه خالیکردن میماند. کاش میشد راههای راحتتری برای عزت اسلام یافت؛ کاش میشد بین رضایت امام عصر و ولیفقیه، تفکیک قائل شد؛ کاش میشد بی عشق خمینی و خامنهای، عاشق مهدی شد.
قضیه خیلی جدی است؛ ولی انصافاً ما آن را جدی نگرفتهایم.
این نشریه، در ۶۴ صفحه و با شمارگان ۱۰۰۰۰ نسخه چاپ شده و در شهر قم، به همراه لوح فشرده سخنرانی استاد پناهیان با عنوان "تفکر رهبردی مقام معظم رهبری" فعلاً بصورت رایگان توزیع می شود.
ان شاء الله، در آینده نه چندان دور و البته نه چندان نزدیک، با راه اندازی سایت خط،نسخه مجازی خط را تقدیم خواهیم کرد.
بسم الله
همت مضاعف؛ کار مضاعف؛ و هویت تاریخی طلبه
1. بر اساس نگرش شیعه در فلسفة تاریخ، جهان، در بستری از نزاع بین دو جبهة حق و باطل، به سوی سرنوشت محتوم إزهاق باطل پیش میرود. انبیاء و اولیاء الهی، رهبران جبهة حقاند و مؤمنان، یاران و سربازان ایشان در این جنگ مستمر و تاریخی.
اما طلبه، که عهد سربازی با امام زمان علیهالسلام بسته و زندگی خود را وقف آرمان او کردهاست، جایگاهی ممتاز در حلقة یاوران این نهضت دارد. رسالت هویتی طلبه، نصرت امام عصر در این مسیر تاریخی میباشد.
2. جبهه حق، در طول تاریخ از دل حوادث و ابتلائات فراوانی گذشته و البته با این وجود، سیری تکاملی داشته و امروز به مرحلهای رسیده است که توانسته یک حکومت ایجاد کند و با ساختاری منسجم و نیرومند، پنجه در پنجة نظام کفر بیاندازد. پس باید انقلاب اسلامی ایران را یکی از مراحل اساسی و نقاط عطف این نهضت دانست؛ نه صرفا یک قیام مردمی برای اسقاط یک رژیم و سرکار آوردن رژیمی دیگر.
3. چنین نگرشی به تاریخ و هویت تاریخی طلبه، میتواند اساساً نگاه ما را به طلبگی و رسالتهای آن، متحول کند و افقهای بلندتری را پیش روی ما ترسیم نماید؛ این نگرش، نظام اولویتهای بینشی و رفتاری طلبه را اساساً دگرگون میکند و میتواند در تمامی شئون صنفی و شخصی او بسط پیدا کرده و آنها را با خود هماهنگ نماید. حتی میتوان ادعا کرد بر اساس این رویکرد، نظام آموزشی، پژوهشی و تبلیغی متفاوتی خواهیم داشت که توضیح آن، به فرصتی دیگر موکول میشود.
طلبهای که جایگاه تاریخی خود را یافته باشد، در لایه هویتی خود با انقلاب اسلامی نسبت میگیرد و نمیتواند نسبت به سرنوشت نظام اسلامی بیتفاوت باشد. او، قدرت و عزت نظام را همان مجد و عظمت اسلام میداند و متوجه است که امروز، ایران اسلامی، هستة مرکزی معرکه درگیری با جبهه باطل است و گسترش و فراگیری کلمة توحید در جهان، در گرو توسعه و رشد نظام اسلامی در زمینههای مختلف دینی، علمی، فرهنگی، اقتصادی، و سیاسی است؛ پس رسالت تاریخی او اقتضا میکند در هر عرصهای که در این حرکت متکامل، موثر است، حضور داشته باشد؛ البته حضوری متناسب با جایگاه و شئون طلبگی.
4. به فرمودة مقام معظم رهبری، «خط کلّی نظام اسلامی، رسیدن به تمدن اسلامی است»1 و نهضت تاریخی شیعه، در ایستار کنونی خود، در تکاپوی ایجاد تمدنی است که مدنیت اسلامی را بصورت الگویی کارآمد و قابل توصیه، فراروی بشر قرار دهد؛ تمدنی که انشاءالله زمینهساز امر ظهور خواهد بود.
بر این اساس، مطالبات کلان رهبری از ملت و دولت، بعدی تاریخی و کارکردی تاریخساز و تمدنساز دارند و باید در این مستوا مورد توجه و تحلیل قرار گیرند؛ به دیگر عبارت، این مطالبات، در واقع، تکالیف شرعی اجتماعی هستند که برای استمرار حرکت تاریخی شیعه، بر مجموعة امت، به صورت عام مجموعی، واجب شدهاند.
5. بنا بر آنچه ذکر شد، طلاب، بر اساس تعهدی که به نهضت انبیاء و اولیاء الهی دارند، باید تبیین و ترویج مطالبات رهبری را در اولویت اول فعالیتهای علمی و تبلیغی خود قرار دهند و با استفاده از ظرفیت ارتباطی گسترده با اقشار مختلف جامعه، زمینه فهم و عمل به این وظیفة دینی ـ اجتماعی را فراهم کنند.
بر حوزة علمیه نیز به عنوان بازوی علمی ولی فقیه، فرض است که اولویتهای پژوهشی و تبلیغی خود را بر این اساس سامان دهد و موجودی خود را برای تحقق این آرمانها، به میدان آورد.
ایدة پیشرو «تبلیغ گفتمانساز و جریانساز» که مطالبة اخیر رهبری از حوزه است نیز در این راستا، بسیار قابل توجه و کارگشا است. اگر دستگاه و شبکة تبلیغی حوزه بتواند این گفتمان را در جامعه توسعه دهد و با همگانی کردن آن، ارادة امت اسلامی را در جهت تحقق اهداف نهضت متحد نماید، همتها و انگیزهها برای کار و تلاش خستگی ناپذیر، صد چندان میشود؛ چرا که آحاد ملت، جایگاه و نقش تاریخی خود را مییابند و عزم خود را برای اقدامی تاریخساز، جزم میکنند. در چنین فضایی، دیگر «اصلاح الگوی مصرف» و مانند آن، گامی کوچک و هدفی زودیاب خواهد بود.
اگر حوزه، این عرصه را خالی نمیگذاشت، امروز شاهد تقریرهای غلط و بعضاً سخیف از «همت مضاعف و کار مضاعف» و دیگر مطالبات ایشان، در رسانهها و از لسان مردم و حتی کارشناسان! نبودیم؛ تقریرهای تحریف گونهای که این فرصت تاریخی ملت ایران را میسوزانند و پیروزی نهایی جبهة حق را به آیندهای دورتر موکول میکنند.
6. براستی با وجود رهبری حکیم چون حضرت آیتالله خامنهای (مدّ ظله العالی)، آیا حجت الهی بر ما تمام نیست؟ آیا همة آنچه که برای اعتلای کلمه توحید در جهان لازم است بدانیم را از ایشان نشنیدهایم؟ تا به کی باید ایشان، یکتنه هم مفاهیم و مبانی را تولید کند و هم براساس آن در جامعه، گفتمانسازی کرده و جامعه را به حرکت درآورد؟
اگر منویات و مطالبات ایشان، زمین بماند؛ اگر به این تکالیف اجتماعی عمل نشود؛ اگر عموم ملت به واسطة غفلت و کمکاری ما، نسبت به این وظیفة تاریخی و دینی خود آگاه نگردند؛ اگر زمینة رشد و اعتلای جبهة حق را فراهم نکنیم؛ اگر تکالیف فردی و خُرد، ما را از وظایف تاریخی و تاریخساز غافل کنند، در پیشگاه فرمانده لشگر توحید، حضرت بقیهالله الاعظم ارواحنا فداه، چه جوابی خواهیم داشت؟
7. «ملت ايران بايد به مرحلهاي از پيشرفت و تعالي برسد که از لحاظ فکري، علمي و زمينههاي اجتماعي و سياسي، به مرجعي متقن براي ملتها و متفکران دنياي اسلام تبديل شود و اين، مسئوليت تاريخي ملت ايران است»2
1: دیدار با طلاب و فضلا در مدرسة فیضیه 14/7/79
2: بیانات در جمع معلمان 15/2/89
دومین شماره «خط» منتشر شد
دومین شماره «خط»؛ دوماهنامه علمی فرهنگی خانه طلاب جوان منتشر شد.
چهار پرونده، مجموعه مطالب این شماره را تشکیل میدهند.
«تکاپوی رَستن و رُستن» اولین پرونده نشریه است که به نسبت طلاب جوان و نهضت آزاداندیشی و تولید علم پرداخته است. «رشته ممتد»، عنوان پروندة بعدی است که به بررسی نقش نگرش تاریخی در تحسین فهم فقهی میپردازد. بخش بعدی نشریه به فلسفه اختصاص دارد و نقش فلسفه در حیات علمی، معنوی و فرهنگی طلبه را به بحث گذاشته است.
آخرین پرونده نیز در استقبال از مطالبه اخیر رهبر معظم انقلاب از حوزه، به بحث تبلیغ گفتمانساز و جریانساز پرداخته است.
عنوان سرمقاله این شماره، «همت مضاعف؛ کار مضاعف؛ و هویت تاریخی طلبه» است و بر اساس هویت تاریخی طلاب و نسبت آن با نهضت تاریخی انبیاء و اولیاء الهی، به تبیین وظیفه روحانیت و نهاد حوزه در قبال حرکت انقلاب اسلامی و مطالبات تمدنساز رهبر معظم انقلاب پرداخته است.
در بخشی از این سرمقاله آمده: ««خط کلّی نظام اسلامی، رسیدن به تمدن اسلامی است» و نهضت تاریخی شیعه، در ایستار کنونی خود، در تکاپوی ایجاد تمدنی است که مدنیت اسلامی را بصورت الگویی کارآمد و قابل توصیه، فراروی بشر قرار دهد؛ تمدنی که انشاءالله، زمینهساز امر ظهور خواهد بود. بر این اساس، مطالبات کلان رهبری از ملت و دولت، بعدی تاریخی و کارکردی تاریخساز و تمدنساز دارند و باید در این مستوا مورد توجه و تحلیل قرار گیرند؛ به دیگر عبارت، این مطالبات، در واقع، تکالیف شرعی اجتماعی هستند که برای استمرار حرکت تاریخی شیعه، بر مجموعة امت، به صورت عام مجموعی، واجب شدهاند.»
در این شماره، آثاری از حضرات آیات و حجج اسلام، آقایان محیالدین حائری شیرازی، سید احمد مددی، حسن ممدوحی، علیرضا امینی، سید یدالله یزدانپناه، علیرضا پیروزمند، رضا اسلامی، عبدالحمید واسطی، حسین سوزنچی و دکتر ابراهیم فیاض منتشر شده است.
